برگرفته از:تارنمای دیده بان محیط زیست ایران
شما از راه این پست الکترونیک می توانید، شکایت خود را بر ضد سازمان آب منطقه ای استان اصفهان ارسال کنید: zayandehroud1390@gmail.com
مشكل درياچه اروميه رفع نشده است/ ارتفاع آب درياچه اروميه تنها 4 سانتيمتر افزايش يافت


در یکی از بزرگترین فاجعههای زیست محیطی، دهها هزار ماهی در پشت سد «سیمره» در كنار دریاچهي سد تلف شدند. به
گزارش مهر؛ ماهیهای بزرگ و کوچکی که در پيرامون سد سیمره افتاده اند بوی
بدی نیز در منطقه ایجاد کردهاند و هم اکنون دورتا دور دریاچهي سد سیمره
از ماهی مرده پرشده است. می توان گفت كه، بیش از 10 هزار ماهی تلف شدهاند و بر شمار آنها نیز روز به روز افزوده می شود. هم
اکنون سد سیمره گامهاي آبگیری خود را پشت سر می گذارد و به گفتهي
کارشناسان آبگیری زودهنگام سد و نبود اکسیژن در آب شوند(:باعث) مرگ این
شمار بالاي ماهی شده است. هم اکنون رنگ دریاچهي سد سیمره از مرگ
این شمار ماهی نیز کدر شده است و چشمانداز غمانگيزي در کنار سد و بر روی
آب به وجود آمده است. این سد دارای ماهیهای بزرگ و کوچکی است که از
مزههای ويژه برخوردارند ولی هم اکنون بيشتر این ماهیها تلف شدهاند و
خبری از بازی ماهیها در آب نیست. نقطه دقيق مرگ ماهیها در پشت سد سیمره است، جایی که آبگیری شده است و بسياري از درختها و روستاها به زیر آب رفتهاند. بيگمان،
مرگ ماهیها، ضربه سختی بر پیکره سیمره است زیرا ماهی سیمره یکی از بهترین
گونههاي ماهی به شمار می رود و بازار خوبی هم دارد. رودخانه سیمره
از برخورد رودخانههای «قره سو» و «گاماسیاب» شکل گرفته و در مرز استان
ایلام و لرستان جریان دارد و تا پايان حوزه کرخه، 650 کیلومتر درازا دارد. شعبه اصلی دیگر این رودخانه «چناره» از بلنديهاي کرند و چرداول و آسمان آباد سرچشمه میگیرد و در شمال شیروان به سیمره ميپيوندد. محل ساخت سد 180 متری سیمره در فاصله 700 کیلومتری جنوب باختري(:غربی) تهران، در بين دو استان ایلام و لرستان و 40 کیلومتری شمال باختري شهرستان دره شهر بر روی رودخانه سیمره، در حال ساخت است جایی که درست، مرگ این ماهیها در آن رخ داده است. آبگیری این سد پيش ازاین، شوند زیر آب رفتن بیش از صدها اثر تاریخی شده است و یکی از تلخترين حوادث تاریخ نیز در آنجا رخ داده بود. ![]() ![]() برگرفته از: تارنمای امرداد |
هجدهمین نشست هنر و معماری
آب، آوای زندگی

آب، فراوانترین ماده مرکب بر روی سطح کره زمین و بستر اولیه حیات (به شکلی که امروز می شناسیم) بیش از 70% سطح کره را پوشانده است. معهذا تنها دو درصد از این آب، شیرین و قابل شرب است. و از این دو درصد هم بیش از 90 درصد آن به صورت منجمد در دو قطب زمین و دور از دسترس بشر واقع شده است. از یک درصد باقیمانده بخش زیادی در اعماق زمین بوده که استخراج آن پرهزینه و مشکل زا است. به علاوه منابع آب شیرین در سطح کره زمین به طور یکنواخت توزیع نشده اند. در حال حاضر 9 کشور 60% کل منابع آب شیرین را به خود اختصاص می دهند در حالیکه حدود 80 کشور با کمبود آب مواجه اند که برخی از آنها تقریبا به هیچ منبع آب شیرین قابل توجهی دسترسی ندارند. با توجه به افزایش روز افزون جمعیت، توسعه صنایع و افزایش آلودگی منابع آب شیرین، دسترسی به آب کافی و مناسب در برخی از کشورها به یک بحران جدی تبدیل شده است. آمار رسمی حاکی از این است که از 7 میلیارد جمعیت کره زمین، 1/1 میلیارد نفر به آب آشامیدنی دسترسی ندارند، 2/6 میلیارد نفر به آب کافی برای بهداشت دسترسی ندارند، 1/2 میلیارد نفر در 43 کشور با مشکل کمبود پیوسته آب مواجه هستند و دست آخر آن که 1/8 میلیون کودک زیر 5 سال هر روز از ابتلا به اسهال به علت آشامیدن آب ناسالم می میرند.
در هجدهمین نشست هنر و معماری، کارشناسان حوزه محیط زیست، معماری و شهرسازی از دیدگاه تخصصی هر حوزه به موضوع آب می پردازند. خانم مهندس ساناز افتخارزاده، خانم مهندس فاطمه ظفرنژاد، و خانم دکتر غزال کرامتی سخنرانان این نشست در موزه هنر امام علی (ع) می باشند که با نمایش فیلم همراه خواهد بود.
زمان: چهارشنبه 11 آبان ماه 1390 از ساعت 16 الی 19
مکان: موزه هنر امام علی (ع) - خیابان ولیعصر – چهارراه نیایش - بلوار اسفندیار – شماره 35
انجمن مفاخر معماری ایران
حسینعلی ابراهیمی کارنامی، مدیر کل حفاظت محیط زیست استان فارس در گفتگو با سبزپرس درباره وضعیت تالاب بختگان در استان فارس گفت: تالاب بختگان کاملا خشک شده است و تنها بخش اندکی از آن توسط «چشمه گنبان» آبدار می شود.
او راه حل برخورد با این مساله را اینچنین توضیح داد: برای برطرف کردن این مشکل در نظر داریم با رها سازی حق آبه از سد «درود زن» به مقدار 40 کیلومتر مربع بخش هایی از تالاب بختگان را دوباره احیا کنیم.
ابراهیمی معتقد است برای این کار لازم است که فصل مناسب آن برسد. او درباره دلیل این امر گفت: تبخیر و تعرق در طول رودخانه زیاد است و برای جلوگیری از آن باید منتظر فصل مناسب بود.
مدیر کل حفاظت محیط زیست استان فارس ادامه داد: اگر در فصل کشاورزی این کار را انجام دهیم، ممکن است آب به پایین دست رودخانه نرسد و برای کشاورزان مشکل ایجاد کند.
ابراهیمی فصل مناسب برای این کار را اواخر پاییز و اوایل زمستان اعلام کرد.
او درباره وضعیت سایر تالاب های استان فارس گفت: در حال حاضر استان فارس تنها تالاب «بختگان» را دارد و دیگر تالاب های این استان به طور کلی خشک شده اند و این امر به دلیل خشک سالی و عدم مدیریت صحیح بر منابع آبی کشور رخ داده است.
ابراهیمی از نصب کنتورهای هوشمند بر روی چاه های مجاز خبر داد و گفت: اداره کل حفاظت محیط زیست استان فارس در نظر دارد با قرار دادن کنتورهای هوشمند بر روی چاه های مجاز مانع اضافه برداشت آنها شوند.
مدیر کل حفاظت از محیط زیست استان فارس وضعیت تالاب های دیگر موجود در این استان را فصلی دانست و درباره تالاب «پریشان» و تالاب «ارژن» در این استان گفت: تالاب «پریشان» و تالاب «ارژن» در فصل بهار به یکباره از آب خالی می شوند.
او گفت: ما در نظر داریم برای احیا و تثبیت وضعیت این تالاب ها به جد فعالیت کنیم و برای بازگشت آنها با حالت طبیعی وارد عمل شویم.
ابراهیمی معتقد است در بخش آب، کشاورزی و منابع طبیعی اداره کل حفاظت محیط زیست استان فارس و در میان تمامی مسئولان این اراده وجود دارد که تالاب ها احیا شوند.
او دلیل این امر را تاثیری که خشک شدن این تالاب ها بر زندگی مردم منطقه گذاشته است عنوان کرد و گفت: خشک شدن تالاب ها زندگی مردم منطقه را تحت تاثیر قرار داده و کشاورزی را به شدت در منطقه متاثر کرده است.
مدیر کل حفاظت از محیط زیست استان فارس از خشک شدن انجیرستان های استهبان در اثر خشک شدن تالاب «بختگان» خبر داد و گفت: عمق نباتی خاک در این مناطق به شدت کاهش پیدا کرده و در برخی از مناطق به نیم یا یک سانتی متر رسیده است.
در پایان ابراهیمی راه حل های اداره حفاظت محیط زیست استان فارس برای مبارزه با خشک شدن تالاب ها در منطقه را بیان کرد. او ادامه داد: در این راستا می خواهیم با تخریب و تجاوز منابع آبی برخورد کنیم و تحدید حدود را به صورت جدی انجام دهیم .
مدیر کل حفاظت از محیط زیست استان فارس از همکاری دادستانی استان فارس برای برخورد با خاطیان خبر داد و گفت: با داستانی هماهنگی های لازم صورت گرفته و اگر حکمی برای قلع و قمع لازم باشد، آن را سریعا از دادستانی می گیریم.
ابراهیمی تاکید کرد که احیای تالاب های «پریشان»، «ارژن» و «بختگان» به جد در دستور کار اداره حفاظت از محیط زیست استان فارس قرار دارد.
دیدهبان حقوق بشر با انتشار بیانیهای اعلام کرد که ایران صدها نفر از معترضان به خشک شدن دریاچه ارومیه در شمالغربی این کشور را بازداشت کرده است.
دیدهبان حقوق بشر با اشاره به بازداشت صدها نفر از معترضان به خشک شدن دریاچه ارومیه، گفته است: دولتمردان ایران باید اجازه برگزاری اعتراضهای مسالمتآمیز علیه سیاستهای دولت این کشور را بدهند، سیاستهایی که احتمال دارد روند خشک شدن دریاچه ارومیه در استان آذربایجانغربی را تشدید کند.
این سازمان بینالمللی مدافع حقوق بشر از ایران خواسته است که «بیدرنگ افرادی را که به دلیل حق تجمع و اعتراض یا اظهارات صریح علیه سیاست دولت بازداشت شدهاند، آزاد کند.
براساس این بیانیه خانوادههای بازداشتشدگان و شاهدان این بازداشتها به دیدهبان حقوق بشر گفتهاند که از اواخر ماه اوت (اواخر مرداد) تاکنون چند صد نفر از معترضان و فعالان محیطزیست به خاطر اعتراض به خشک شدن دریاچه ارومیه بازداشت شدهاند.
به گفته دیدهبان حقوق بشر بازداشتهای گروهی در چند هفته گذشته در شهرهای منطقه آذربایجان ایران (آذربایجانغربی و آذربایجانشرقی) صورت گرفته است.
براساس گزارش دیدهبان حقوق بشر «این بازداشتها بخشی از روند تهدید فعالان محیط زیست و جامعه مدنی در ایران است که میگویند شبکههای سدسازی و پروژههای ساختمانی و تجاری اطراف دریاچه ارومیه، موجب کاهش ورود آب به این رودخانه و خشک شدن آن شده است».
دیدهبان حقوق بشر به نقل از فعالان محیط زیست در ایران تاکید کرده است که کاهش سطح آب و افزایش غلظت نمک دریاچه ارومیه به حیات گیاهی و جانوری آسیب میزند و خسارتهای اکولوژیکی ازجمله توفان نمک را به بار خواهد آورد.
همزمان جو استورک، مدیر بخش خاورمیانه دیدهبان حقوق بشر، گفته است که دور جدید بازداشتها در ایران نشان میدهد که دولت این کشور تحمل هیچگونه انتقادی را ندارد.
آقای استورک از دولتمردان ایران خواسته تمام شهروندان آذربایجانی که صرفا به خاطر تجمع مسالمتآمیز بازداشت شدهاند، آزاد کند و اگر شواهد معتبری از اقدامهای خشونتامیز این افراد دارد یا این شواهد را ارائه دهد و بر این اساس به آنها تفهیم اتهام کند.
بازداشت معترضان در شهرهای مختلف
براساس بیانیه دیدهبان حقوق بشر نخستین دور بازداشت معترضان به خشک شدن دریاچه ارومیه روز ۲۴ اوت (دوم شهریور) و زمانی اتفاق اتفاد که ماموران امنیتی به مهمانی افطار در منزل صادق عوضپور در تبریز یورش بردند و حدود ۳۰ نفر را بازداشت کردند.
فعالان آذربایجانی داخل و خارج از ایران به دیدهبان حقوق بشر گفتهاند که ماموران امنیتی از روز ۲۷ اوت (پنجم شهریور) به بعد صدها فعال معترض به سیاستهای دولت درقبال دریاچه ارومیه را در تبریز، ارومیه، اردبیل، مراغه و دیگر شهرهای منطقه آذربایجان بازداشت کرده و تنها ۳۰۰ نفر در ارومیه بازداشت شدهاند.
خانوادههای این بازداشت شدگان در گفتوگو با دیدهبان حقوق بشر آزادی ۱۵ نفر از معترضان را تکذیب کرده و گفتهاند که شماری از این افراد به زندان مرکزی تبریز منتقل شدهاند.
براساس این گزارش پس از آن که مجلس ایران از تصویب فوریت طرح حفاظت از دریاچه اورمیه خودداری کرد، تظاهرات اعتراض به این اقدام مجلس در برخی از شهرهای منطقه آذربایجان ازجمله ارومیه و تبریز برگزار شد و ماموران امنیتی با باتوم برقی و گاز اشکآور به معترضان حمله کردند.
دریاچه ارومیه، دومین دریاچه آبشور دنیا است که در اثر خشکسالی و ایجاد سدهای متعدد بر روی رودخانههایی که به آن میریزند، ۶۰ درصد از آن نابود شده و اکنون به دلیل افزایش شوری به حد فوق اشباع، به رنگ قرمز درآمده است.
طبق اصل ۵۰ قانون اساسی جمهوری اسلامی، حفاظت از محیط زیست یک «وظیفه عمومی» است «از این رو فعالیتهای اقتصادی و غیر آن که با آلودگی محیط زیست یا تخریب غیرقابل جبران آن ملازمه پیدا کند، ممنوع است.»
جو استورک، مدیر بخش خاورمیانه دیدهبان حقوق بشر، در واکنش به برخورد خشونتآمیز دولت ایران با معترضان به خشک شدن دریاچه ارومیه گفته است: دولتمردان ایران بارها و بارها نشان دادهاند که اعتراضهای ضددولتی را چه در آذربایجان و چه در سایر نقاط این کشور تحمل نمیکنند.
تلاش های دوساله گروه های مختلف حافظ محيط زيست هرچند به تصويب حقابه براي درياچه اروميه منجر شد اما اين حقابه به جاي تر كردن لب خشك اين درياچه به مصارف ديگر رسيد تا قرمز شدن سطح درياچه اروميه يكبار ديگر آژير قرمز بحران محيط زيستی در اين منطقه را به صدا درآرود. به گفته كارشناسان پروژه نجات اروميه برخي از استانداران سه استان آذربايجانشرقی، غربی و كردستان به نام درياچه اروميه توسط انجام شد اما هرگز لب تشنه اين رودخانه را سيراب نكردند تا پهنه سرخ درياچه اروميه و حضور جلبكهای قرمز در آن يك بار ديگر وضعيت بحراني آن را نشان دهد. هرچند اين كارشناسان نخواستند نامی از استاندار خاطي به ميان بياورند اما شنيده ها حاكي از آن است آبي كه مقرر بود استان كردستان به درياچه اروميه بدهد به مصارف ديگر رسيده است. اين درحالی است كه مرگ درياچه اروميه تنها به خاطر ندادن حق آبه اين درياچه شروع شده است.
متهم ردیف اول بی گناه شناخته شد
تا پيش از اعلام رسمي اين تحقیقات وزارت نيرو بی توجه به حقابه اين درياچه، خشكسالی را متهم رديف اول از بين رفتن و خشك شدن درياچه اروميه می دانست. اما مطالعات پایگاه ملی مدیریت خشکسالی کشور می گويد شرایط ترسالی بر کل حوضه آبخیز دریاچه ارومیه برای دومین سال پیاپی حاکم بوده است . همچنين به گفته محمد درويش میزان ریزشهای آسمانی حوضه آبخیز 5.2 میلیون هکتاری دریاچه ارومیه -آبخیزی که پنج برابر کشور لبنان وسعت دارد- در طول دو سال گذشته از میانگین دراز مدت آن بیشتر بوده است؛ با این وجود، روند کاهش عمق آب در دریاچه ارومیه کماکان ادامه داشته و افزایش بارندگی نه تنها نتوانسته وضعیت دریاچه را بهبود بخشد، بلکه در تیرماه سال 1390 عمق آب دریاچه 7.26 متر پایین تر از میانگین 9 ساله قرار داشته است. حتي با وجود بارندگیهای مطلوب در 9 ماهه نخست سال آبی 90-1389 عمق آب دریاچه در پایان خرداد 90 نسبت به دوره زمانی مشابه سال قبل از آن بیش از یک متر کاهش را نشان می دهد. او هم می گويد: وضعیت پیش آمده در شرایطی به وجود آمده که پیوسته از سوی مسوولان وزارت نیرو اعلام شده که متهم ردیف نخست در بروز فاجعه پیشآمده در دریاچه ارومیه، خشکسالی و تغییر اقلیم بوده و سهم سدسازی تنها پنج درصد است! اما اين مطالعات آب پاكی را روي دست همگان ريخت.
کاری از دست آسمان برنمی آید
اين مطالعات نشان می دهد كه نه تنها خشكسالی تاثيری روی خشكی درياچه اروميه نداشته كه امروز به جولانگاه جلبك های قرمز درآمده كه سد سازی های بسيار، تاثير باران روی اين درياچه را هم به حداقل رسانده است. كارشناسان وضعيت امروز را نتيجه بیتوجهی مسئولان دولتی و پروژه های اقتصادی و عمرانی به محيط زيست می دانند. محمددرويش می گويد: وقتي روی همه رودخانه های اصلی که به دریاچه ارومیه منتهیمی شوند، چندین سد احداث شده باشد؛ وقتی وسعت اراضی کشاورزی در طول سه دهه گذشته بیش از 360 هزار هکتار افزایش یافته باشد، وقتی راندمان آبیاری هرگز از مرز 35 درصد افزایش نیافته باشد و وقتی شمار چاه های عمیق و نیمه عمیق حفر شده در منطقه به صورت مجاز و غیر مجاز از مرز 20 هزار حلقه هم گذشته باشد، معلوم است که دیگر از دست آسمان کار چندانی برای جبران اين برنامه های غير اصولی برنمی آيد.
به نام ارومیه به کام صنایع
"سليمانی" معاون طرح حفاظت از تالابهای ايران بيش از هرچيز از صرف حقابه درياچه اروميه در طرح های ديگر شاكی است. البته پيش از او هم نمايندگان استان آذربايجانغربی اعلام كرده بودند، دستاندكاران به اسم درياچه اروميه، حقابه را براي صنايع ديگر میگيرند. اين مسئله باعث می شود تا سليمانی تاكيد كند اگر برنامه به همين منوال پيش رود تا چند سال ديگر درياچه اروميه به شوزهزار تبديل خواهد شد كه معيشت هشت هزار كشاورز را به خطر خواهد انداخت و بزرگترين كوير نمكي را در اين بخش از كشور به وجود خواهد آورد. البته معيشت برخی از باغداران اطراف درياچه اروميه همين الان هم تهديد می شود. به گفته كارشناسان، بعضی از كشاورزان از ترس شور شدن آب درياچه و همچنين سفره های زير زمينی در اطراف رودخانه دچار مشكلات روانی شدهاند. سليمانی میگويد: ما با وزارت نيرو به توافقهای خوبي رسيده ايم اما برخي از استانداران اجازه رسيدن آب به درياچه را نمی دهند.
سدسازی ممنوع شد
اين درحالی است كه خبرهایی به گوش مي رسد كه دولت سد سازی در اطراف درياچه اروميه را ممنوع کرده است. بسياري از كارشناسان اين دستور را نوشداروی بعد از مرگ سهراب میدانند. چون روی تمام آب هايی كه درياچه را تغذيه میكردند سد بسته شدهاست.
دولت درحالی پيشنهاد نساختن سد جديد را می دهد كه از كنار پيشنهاد كارشناسان آشنا با حوزه محيط زيست به راحتی گذشته اند. اين كارشناسان به وزارت نيرو پيشنهاد دادهاند تا زمان ساخته شدن سازه های پايين دست سدها و روان ساختن آب سد به روي زمينهای كشاورزي آبهای جمع شده پشت سدها را به درياچه اروميه بدهند اما وزارت نيرو پاسخي به اين پيشنهاد نداد. اين درحالي است كه آب های جمع شده پشت سد به دليل خشك و نيمه خشك بودن اقليم كشور ما درحال تبخير هستند. همه اين مسایل باعث شد تا محمدجواد محمدی زاده، ریيس سازمان حفاظت محيط زيست كشور هم بالاخره آژير قرمز مرگ درياچه اروميه را بكشد: بيش از 37 درصد تالابهای اين درياچه خشک شده که در صورت ادامه روند کنوني در آينده ای نزديک بقيه تالابها نيز کاملا خشک خواهد شد. او دو سال پيش كه صدوق معاون محيط طبيعی اش از مرگ درياچه اروميه سخن به ميان آورد مسئله را تكذيب كرد تا در نهايت خبر استعفاي محمدباقر صدوق به روی ورودی روزنامه ها و خبرگزاری ها برود. استعفای صدوق پس گرفته شد اما محمدی زاده همچنان از مطلوب بودن وضعيت درياچه اروميه دفاع كرد. برنامه باروركردن ابرها به صورت آزمايشي انجام شد و او اعلام كرد كه افزايش سطح آب درياچه به دليل همين برنامه آزمايشی بوده كه البته سخنان او توسط مراكز مرتبط با باروركردن ابرها تكذيب شده است. هرچند مسئولان استانهای درگير و وزارت نيرو تاكنون از كنار زخمهای درياچه اروميه به راحتی گذشتهاند اما واقعيت تلخ آن است كه پيامد مرگ اين درياچه تنها به اروميه ختم نخواهد شد و ايران به زودی بحران ريزگردهای نمكی را در دل خود خواهد داشت كه به نابودي زمين های كشاورزی اطراف درياچه، استان ها همجوار و حتي كشورهای منطقه منجر خواهد شد و سلامت اهالی آن را به خطر خواهد انداخت.
برگرفته از: دنیای سبز
در پانزدهم شهریور 1390، روزنامه شرق در صفحه 4 خود از قول محمدرضا عطارزاده، معاون امور آب وزیر نیرو سهم خشکسالی را در بروز بحران کنونی دریاچه ارومیه ۷۰ درصد عنوان کرد. همان روز و در همان روزنامه، علی ذبیحی، قائم مقام وزیر نیرو به صراحت گفت: «97 درصد مشکل دریاچه ارومیه به دلیل کاهش نزولات آسمانی است.» این در حالی است که در تیرماه سال 90 خبرگزاری رسمی دولت از قول عالیترین مقام وزارت نیرو، مجید نامجو اعلام کرده بود که 85 درصد دلیل خشکی دریاچه ارومیه به خشکسالی مربوط میشود.
حیرتانگیز تر آن که همین مقام در آذرماه سال گذشته، سهم خشکسالی را 67 درصد ذکر کرده بود! یعنی در طول کمتر از 8 ماه، به عقیده وزیر نیرو، سهم خشکسالی در بروز بحران ارومیه 18 درصد افزایش یافته است؛ در صورتی که بنابر آمار مرکز پایش خشکسالی کشور، وضعیت اقلیمی حاکم بر حوضه آبخیز ارومیه در سال آبی جاری در اغلب نقاط یا از شرایط نرمال بهتر بود و یا در حد میانگین درازمدت بود.
البته این فقط جناب وزیر نیست که سخنانش را فراموش میکند! زیرا معاون ایشان، آقای عطارزاده هم یک هفته قبل از اظهار نظرشان در شرق، سهم تغییرات اقلیمی و خشکسالی را بین 63 تا 68 درصد ذکر کرده بودند.
و البته به این سیاههی عجیب و ناهمسان، همچنان میتوان درصدهای مختلف دیگری از قول مدیران عالیرتبه وزارت نیرو اضافه کرد.
توجه کنید که این تناقضات آماری، مربوط به دو دستگاه رقیب نیست؛ بلکه همه این 34 درصد تفاوت را مدیران ارشدی بیان کردهاند که ساکن ساختمان مجلل تقاطع کردستان به نیایش (یعنی وزارت نیرو) هستند! نیستند؟
نکته شگفت آورتر داستان این است که اغلب مطالعات و پژوهشهای مستقل علمی صورت گرفته در این خصوص در طول یک دهه اخیر، که "بهروز حسنی مهمویی" دانشجوی دکترای مقیم استرالیا آنها را در پایگاه اطلاعرسانی تغییرات اقلیمی گردآورده است، نشان میدهد که دست کم به 17 دلیل، شواهد لازم و کافی برای متهم کردن آسمان به عنوان مقصر شماره یک در پیدایش کویر ارومیه وجود ندارد.
به دیگر سخن، حتی کمترین برآورد مسئولان وزارت نیرو در تعیین سهم خشکسالی در بروز بحران دریاچه ارومیه، با آنچه که واقعیت به شمار میرود تفاوتی آشکار دارد.
اینک این پرسش کلیدی مطرح میشود:
تقریباً 5 سال است که دولت مرکزی و مدیران محلی با جدیت مشغول برگزاری انواع نشست های کارشناسی، تشکیل کارگروه های تخصصی، اعزام متخصصان به منطقه و تنظیم طرحها و معاهدههای قانونی و الزامآور به هدف نجات دریاچه ارومیه هستند؛ در این مدت شاید بیش از 30 همایش علمی ملی و منطقه ای با همین موضوع برگزار شده است؛ با این وجود، حتی در ارایه یک آمار ساده از سوی مدیران تصمیمگیر وحدت نظر وجود ندارد و همچنان تناقض ها ادامه یافته و مییابد؛ به نحوی که محمدی زاده - ریاست سازمان حفاظت محیط زیست و معاون رئیس جمهور - در گفتگوی زنده با سیما در مورخ 14 شهریور 90 اذعان می کند که در بروز بحران کنونی دریاچه ارومیه 40 درصد ما مقصر بوده ایم و 60 درصد آسمان!
و این همان نکته دردآوری است که سبب شده به جای کاهش بحران در طول چند سال اخیر، حال دریاچه ارومیه شتابناکتر از گذشته رو به وخامت گذارد. زیرا به رغم شعارهایی که اغلب میدهیم، هنوز ظاهراً واقعیتهای علمی در پای مصلحتهای بخشی و سازمانی ذبح میشوند تا مبادا خدای ناکرده خاطر مدیری مکدر شده یا این پندار بوجود آید که ممکن است خطایی مدیریتی متهم شماره یک در بروز بحران دریاچه ارومیه بوده باشد! خطایی که اگر شجاعانه آن را معرفی میکردیم، هم همراهی مردمی بیشتری را برای جبران مافات برمی انگیختیم و هم هزینههای اقتصادی و زمانی جبران را کاهش میدادیم.
برگرفته از: خبرآنلاین

در بیانیه آمده که اکسیونهای جاری در آذربایجان برای حفظ دریاچه ارومیه، نیاز به توجه و پشتیبانی بینالمللی دارند و "فاجعه اکولوژیک" کنونی در این دریاچه را نباید موضوعی صرفا داخلی در ایران تلقی کرد. بیانیه تصریح کرده که دولت ایران علاوه بر ناکارایی در مهار این مشکل، چشم خود را بر مطالبات مردم منطقه نیز بسته و فعالان زیست محیطی و افراد معترض به وضع دریاچه ارومیه را متهم به جدایی طلبی میکند.
حزب سبزها خواسته است که ضمن دادن اجازه ورود سازمانها و کارشناسان محیط زیست به ایران، اطلاعات لازم در باره دریاچه ارومیه و سیاست آبرسانی به آن را نیز به آنها ارائه کند. در بیانیه تاکید شده که فرصت زیادی برای کند کردن روند خشکیدن دریاچه و کاستن از بحران زیست محیطی موجود باقی نمانده است.
حزب سبزها خواستار آزادی کلیه کسانی نیز شده که در جریان اعتراضهای روز شنبه (۲۷ اوت/پنجم شهریور) در شهرهای میانه، تبریز یا ارومیه دستگیر شدهاند. در بیانیه با اشاره به خسارت های کشاورزی و اقتصادی در منطقه پس از خشک شدن دریاچه ارومیه، تاکید شده که مردم منطقه حق بهرهمندی از محیط زیست سالم و زندگی در شرایط مناسب را دارند.

نویسندگان این نامه افزودهاند که هرگونه گرفتاری در پیامدهای ناشی از نابودی دریاچه ارومیه، متوجه دولت و دستاندرکاران مسئول خواهد بود. آنها همچنین یادآوری کردهاند که به دو فوریت طرح نجات دریاچه ارومیه رای مثبت داده و همچنان پیگیر حل این مشکل خواهند بود.
این نامه پس از مخالفت مجلس ایران با دو فوریت طرح جلوگیری از خشک شدن دریاچه ارومیه از طریق پمپاژ و انتقال آب از رودخانههای ارس و سیلوه نوشته شده است. این طرح در جلسه ۲۵ مرداد مجلس رای لازم برای دو فوریتی شدن را نیاورد و قرار شد به صورت عادی در کمیسیون مربوطه در مجلس بررسی شود.
یکی از امضاکنندگان نامه اخیر، غلامحسین مسعودی ریجان، نماینده اهر و هریس است که پیشتر دراقدامی فردی و با نوشتن نامهای سرگشاده به مردم آذربایجان و حوزه انتخابیه خود، مخالفت با طرح نجات ارومیه را تکذیب کرده بود. او با عذرخواهی از مردم آذربایجان، توضیح داده بود که به دلیل عدم اطلاع، در زمان رای گیری طرح در صحن مجلس حضور نداشته است.
روند نابودی دریاچهی ارومیه همچنان ادامه دارد. دریاچهی ارومیه در شمالغربی ایران و در بین دو استان آذربایجانشرقی و غربی واقع شده است. این دریاچه بزرگترین دریاچهی ایران و سومین دریاچهی بزرگ آب شور دنیا است.
به گفتهی منابع رسمی، تاکنون ۶۰ درصد از دریاچهی ارومیه خشک شده است. مسئولان تبخیر بسیار بالای آب، کاهش شدید آب ورودی به دریاچه، شرایط اقلیمی منطقه و کاهش ریزشهای آسمانی را از جمله دلایل خشک شدن دریاچه میدانند.
اما محمد درویش از جمله منتقدانی است که سدسازی را از عوامل اصلی خشکی این دریاچه عنوان میکند. وی در توضیح میگوید: «اخیرا مرکز علوم دریایی سازمان زمینشناسی با سرپرستی دکتر راضیه لک تحقیق بسیار جامعی انجام داده. آنها رسوبات کف دریاچهی ارومیه را تا سن ۲۰ هزار سال بررسی کردند و به این نتیجه رسیدند که دستکم در طول ۲۰ هزار سال گذشته هیچ رخداد خشکسالی در دریاچهی ارومیه اتفاق نیافتده است.»
وی در ادامه میافزاید: «یعنی ادعایی که برخی از مدیران وزارت نیرو میکنند و میگویند، پدیدهی خشکسالی در ارومیه طبیعی است، ۱۰۰ سال پیش از این اتفاق افتاده، زمان شاهعباس هم این اتفاق افتاده و مردم از وسط دریاچه رد میشدند، کاملا دروغ بودنش ثابت میشود. سازمان زمینشناسی با این بررسی ثابت کرده که دست کم ما در طول ۲۰ هزار سال گذشته با پدیدهی خشکسالی روبرو نبودیم. پس اگر الان با این پدیده روبرو هستیم متأثر از فرایند سدسازی بیرویه است که تمامی حقابهی دریاچهی ارومیه را از آن خود کرده است.»
افزایش سطح زیر کشت محصولات کشاورزی، حفر چاههای عمیق و نیمهعمیق غیر مجاز، تغییر ساختار الگوی مصرف آب و کاهش سطح آبهای زیرزمینی از دیگر دلایلی است که به خشکی وسیع دریاچهی ارومیه منجر شده است.

انتقال آب، ناجی ارومیه؟
برخی طرح انتقال آب از رودخانهی ارس و دریاچهی خزر را به عنوان راه حل بحران دریاچهی ارومیه مطرح کردهاند. اما محمد درویش، عضو هیأت علمی مؤسسهی تحقیقات جنگلها و مراتع، این راه حل را کارساز نمیداند: «ارتفاع رودخانهی ارس از دریاچهی ارومیه کمتر است، یعنی اگر ما بخواهیم آب را از ارس به دریاچهی ارومیه انتقال بدهیم باید آن را بر خلاف نیروی ثقل زمین پمپاژ کنیم که این عملیات بسیار پرخرج و طولانی خواهد بود. در صورتی که مشکل دریاچهی ارومیه بسیار حاد و عاجل است و باید به سرعت آن را حل کرد.»
وی میافزاید: «از طرف دیگر چون ارس رودخانهای مرزی است، برداشت آب از آن مشکلاتی حقوقی دارد. در مورد دریای خزر یا مازندران هم ما همین مشکل را داریم. دریای خزر یا مازندران فقط متعلق به ایران نیست که بتوان هر دخل و تصرفی در آب آن کرد. افزون بر این اگر قرار باشد چنین طرحی اجرا شود دست کم ۱۰ سال وقت لازم دارد که در این مدت دریاچهی ارومیه عملا به کویر ارومیه بدل شده و این طرح نمیتواند مشکل سونامی نمک ۸ میلیارد تنی را حل کند.»
برخی از کارشناسان محیط زیست ایران پیشبینیکردهاند که تنها ۵ سال تا نابودی کامل دریاچهی ارومیه باقی است. بعضی نیز نابودی ارومیه را نابودی کل استان آذربایجان ارزیابی کردهاند.
نابودی دریاچهی ارومیه موجب مهاجرتهای وسیع خواهد شد. برخی کارشناسان نابودی این دریاچه را برابر با نابودی کامل کشاورزی منطقه میدانند، با وجود این دولت تا کنون برای نجات این دریاچه به هیچ اقدام جدی و موثری دست نزده است.
به گزارش تعامل، سد گتوند پاييندستترين سد مخزني رودخانه كارون است كه 10 روز پيش توسط رئيس جمهور افتتاح گرديد. اين در حالي بود كه از دو سال پيش اعتراضهاي رسانهاي و کارشناسي مبنی بر وجود معادن نمک در مخزن سد، موجب ايجاد ترديد در بهرهبرداري از آن شده بود. اين مساله موجب ميشد آب شيرين كارون پس از تجمع در پشت سد، به صورت آب شور از سد خارج شود. پيامدهاي فاجعهبار اين مساله بر زمينهاي پايين سد آشكار بود. همان زمان سناریوی مربوط به احتمال وجود نمک به مشاور طرح یعنی شرکت دی . اچ . آی دانمارک داده شد. شرکت دی اچ آی اقدام به نمونه برداری از نمک در اعماق مختلف نمود تا درجه خلوص ومیزان انحلال آن را در آزمایشگاه بدست آورد. نظریه کتبی مشاور که تقدیم آب نیرو شد، حاکی از آن است که آب در سناریوهای مختلف به درجات مختلف شور می شود. ماجرا مطالعات دی اچ آی رسانه ای شد و تاکنون نه از طرف آب نیرو و نه از طرف دی اچ آی تکذیب رسمی یا تلویحی و ضمنی نشده است.
پس از مطالعات مشاور، شرکت راه حلی ارائه کرد: گفتند بین دریاچه سد و کوه نمک، یک دیوار حائل یا پتوی رسی احداث می کنیم که خود مثل یک سد خاکی هسته رسی عمل می کند و مانع از انحلال نمک در آب می شود. نمونه آزمایشگاهی دیوار حائل ساخته شد. به این ترتیب که مصالح بکار رفته در دیوار حائل، در ابعاد آزمایشگاهی کمپکت (فشرده) شد و به مدت 24 ساعت در معرض آب قرار گرفت.
ولی آزمایش ها نشان می داد که نمک از دیوار حائل (پتوی رسی) عبور می کند و به مخزن سد وارد میشود. مدیران آب نیرو، در این مرحله مدعی بودند که دیوار حائل، کارآمد است و آزمایش، گویا نبوده است پس روند احداث را آغاز کردند. سرانجام تصمیمی گرفتند آبگیری را تا تراز 130 متر انجام دهند. پتوی رسی تا این تراز ساخته شدو ادامه آن نیز در دست احداث بود.
آقای احمدی نژاد در تاریخ 06/05/90 برای آغاز آبگیری سد به کارگاه آمد و آبگیری آغاز شد. سه روز بعد، آب از پتوی رسی رد شد و نمک های ناحیه زیرین دیوار حائل، در آب حل شد و دیوار حائل، نشست کرد. همانطور که قبلاً آزمایش نمونه آزمایشگاهی دیوار حائل نشان داده بود، نمک های ناحیه زیرین دیوار حائل بصورت یک جاذب قوی عمل کرده و آب را جذب کردند و حل شدند. در نتیجه در تاریخ 08/05/90 ترک های کوچ در دیوار حائل پدیدار شد.
در تاریخ 09/05/90 ترک ها تبدیل به حفره های کوچک در کف دیوار شد. در تاریخ 10/05/90 چهار حفره به ابعادی دو برابر یک خودروی سواری در قسمت انتهایی باند دیواره حائل که پیمانکار آن شرکت کیانکار است، پدیدار شد که به سرعت، بصورت سطحی و نه عمقی ترمیم شد.

حمید قزوینی، مدیر شركت سهامی آب منطقهای سیستان و بلوچستان اعلام کرد که افغانستان به تعهد خود در زمینه حق آبه ایران از هیرمند عمل نكرده است. آقای قزوینی در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری ایرنا گفت که براساس معاهده سال ۱۳۵۱ بین ایران و افغانستان، طبق یك جدول زمان بندی شده، افغانستان متعهد به تحویل ۸۲۰ میلیون مترمكعب آب در سال، از طریق رودخانه هیرمند به این استان است، این كشور اما در سالهای اخیر به تعهد خود عمل نكرده است. مدیر عامل شركت سهامی آب منطقه ای سیستان و بلوچستان با رد برخی اظهارات مبنی بر بهای یك دلاری هر مترمكعب آب انتقالی از رودخانه هیرمند، گفت ایران طبق معاهده قرار نیست بابت اخذ حق آبه خود وجهی به افغانستان بپردازد. رودخانه هیرمند از كوههای بابایغما در مركز افغانستان سرچشمه میگیرد و پس از طی بیش از هزار كیلومتر از طریق مرز نیمروز و سیستان وارد ایران میشود.
دویچه وله
|
معاون برنامه ريزي شرکت آب منطقه اي استان اصفهان گفت: هجوم آبهاي شور در اردستان خطر بسيارجدي است.علي اصلاني با بيان اينکه وضعيت بارندگي در استان اصفهان يک هشتم ميانگين جهاني است، خاطرنشان کرد: دو رشته کوه زاگرس و البرز تأمين کننده منابع آب جاري ايران هستند. وي تصريح کرد: به واسطه وجود اين دو رشته کوه منابع آبي قابل کنترل در اختيار داريم و اين دو رشته کوه سبب ايجاد سفره هاي آب زيرزميني شده اند. وي افزود: استان اصفهان از لحاظ منابع آب به سه بخش قابل تقسيم است که قسمتي از استان مانند شهرستان هاي سميرم و فريدن در کنار رشته کوه هاي زاگرس و البرز قرار گرفته اند که از لحاظ منابع آبي در امنيت بيشتري هستند. اصلاني با بيان اينکه بخش مرکزي استان اصفهان متأثر از زاينده رود است، تصريح کرد: بالاي 75 درصد از جمعيت و فعاليت هاي اقتصادي استان در حوزه زاينده رود قرار دارد. اين مقام مسؤول اظهار داشت: انتقال آب از حوزه کارون به حوزه زاينده رود تأثير چنداني روي حوزه کارون ندارد، ولي در بخش شمال، شمال شرقي و غربي استان منابع آب منحصراً آبرفتي است که اين سفره هاي زيرزميني ميليون ها سال زمان برده تا ايجاد شده اند. معاون برنامه ريزي شرکت آب منطقه اي اصفهان ضمن اشاره به اينکه انتقال آب کشاورزي به اين حوزه ها اقتصادي نيست، خاطر نشان کرد: در سه دهه اخير خارج از توان منابع آب بارگذاري روي آنها صورت گرفته و بخشي از آن به دليل رشد جمعيت و تلاش در جهت خودکفايي محصولات کشاورزي بوده است.
| |
به گزارش سبزپرس روز گذشته در جریان كنفرانس خبری چهارمین اجلاس وزرا و مسئولان محیط زیست كشورهای عضو اكو، قائم مقام وزیر محیط زیست تركیه كه به نیابت از وزیر محیط زیست این كشور در این اجلاس حضور یافته بود درباره موضوع ریزگردها از سوی خبرنگاران مورد پرسش قرار گفت.
خبرنگار سبزپرس از مصطفی دمیر پرسید: كارشناسان عراقی و ایرانی معتقدند كه سدسازی های تركیه بر روی رودخانه های دجله و فرات عامل ایجاد ریزگرد در 1 میلیون هكتار از اراضی كشور عراق است. با توجه به اینكه مردم 20 استان ایران و همه استان های عراق با این پدیده دست و پنجه نرم می كنند، راهكار تركیه برای حل این موضوع و تامین حق آبه اراضی پایین دست سدهای تركیه كه در عراق واقع شده اند چیست؟
قائم مقام وزیر محیط زیست تركیه پاسخ داد: من مهندس ساختمانم و از نظر فنی روی این سدها كار كردم. از لحاظ فنی این سوال معنی ندارد.
وزارت نیرو که تحت فشارهای سیاسی برای آبگیری زودهنگام سد گتوند علیا می باشد، به جای رفع نگرانی های افکار عمومی، به ارائه آمار و اطلاعات متناقض با دیگر دستگاه های دولتی روی آورده است.
به گزارش آژانس خبری بختیاری (ایبنانیوز)، پروژه دو هزار میلیارد تومانی سد و نیروگاه گتوند علیا که به حق یک پروژه عظیم ملی است و می توانست بعنوان یک افخار ملی در ذهن مردم و کارنامه دولت ثبت شود، با ضعف مدیریتی در مطالعات و اجرای آن به نقطه غیرقابل دفاعی رسیده است، بطوریکه علاوه بر ایجاد نارضایتی اجتماعی گسترده در بین مردم بومی همسایه کارگاه طرح و مخزن سد و ایجاد تهدیدات بزرگ زیست محیطی برای رودخانه کارون و آب شرب و کشاورزی مردم پائین دست گتوند، عمر تأسیسات سد و نیروگاه را به علت نمک محلول در آب، به شدت به خطر انداخته و کاهش داده است.

پس از انتشار گزارش های مستند تصویری از کوه های نمکی حوزه مخزن سد گتوند علیا ، معاون اجرایی سد گتوند در گفتگو با خبرگزاری فارس ، طول توده نمکی (سازند گچساران) را فقط ۲.۲ کیلومتر عنوان کرد. این درحالی است که معاون استانداری خوزستان طول کوه های نمکی را ۲۱ کیلومتر (چیزی حدود ده برابر آمار ارائه شده توسط معاون اجرای سد گتوند) عنوان کرده است.
بر گرفته از : آینا نیوز
رودخانه کارون شاهرگ حیاتی مردم خوزستان است. این رودخانه همچنان تنها رودخانه قابل کشتیرانی ایران نامیده میشود اما کمتر کسی می داندکه این رودخانه دیگر قابل کشتیرانی نیست.
ثبت دو اثر تاریخی معبد چغازنبیل و سازه های آبی شوشتر از خوزستان که در کناره رودخانههای مهمی شکل گرفتهاند نشان دهنده اهمیت فوق العاده این استان در تاریخ و فرهنگ ایران است.
ساخت سدهای مکر بر رودخانه کارون و پروژه های انتقال آب در سالهای اخیر بیش از نیمی از آورد این رودخانه را کاهش داده است.
ادامه روند سدسازی بار دیگر بیشه زارهای انبوه سواحل کارون، جنگلهای بلوط و کُنار، روستاهای باستانی، سکونت گاههای عشایری، پلهای تاریخی، سنگ نگاره ها شیرسنگی ها، و صدها تپه باستانی از نخستین دورانهای زندگی کوه نشینی، دامداری و کشاورزی و فرهنگ فولکلور عشایر و روستاییان بختیاری را در دریاچهٔ سدهای آن برای همیشه فرو خواهد برد. کارون مأمن حیات وحش بی نظیری شامل پرندگان، آبزیان و پستاندارن بود. محوطههای باستانی بسیاری به همراه ظرف فرهنگی دست نخوردهترین فرهنگهای ایرانی در کنار این رود قرار دارد.

دکتر برهان ریاضی، پژوهشگر تالابها، در این باره به همشهری گفت: تغییر کاربری بدون ملاحظات آمایشی و اکولوژیکی، زیستبومهای کشور بهویژه تالابها را به وضعیت نامطلوبی دچار کرده است بهطوری که امروز دریاچه ارومیه، باتلاق گاوخونی، پریشان و دهها تالاب دیگر درآستانه بحران زیستمحیطی قرار گرفتهاند. اما از آنجایی که ارومیه در حوضهای کوچک واقع شده و کاربریهای اراضی این حوضه به طرز لجام گسیختهای تغییر کرده، پیامدهای فاجعهبار آن بر این زیستبوم آبی بیشتر از سایر تالابها آشکار شده است. این استاد محیطزیست با اشاره به اینکه سدها یکی از عوامل اصلی اثرگذار در وضعیت کنونی دریاچه ارومیه است، تصریح کرد: برداشت بیش از حد از سفرههای زیرزمینی آب و چرای دام در تمامی مناطق کوهستانی بالادست از جمله در کوهستانهای سهند وسبلان از دیگر عوامل اثرگذار در وضعیت نامطلوب امروز دریاچه ارومیه است.
به گفته وی، در گذشتههای دور نزولات جوی بهدلیل پوشش گیاهی خوب منطقه در زمین نفوذ میکرد و چشمهها و رودها را سرشار میکرد و از آنجایی که دریاچه ارومیه در گودترین نقطه آذربایجان واقع شده این نزولات بهصورت مستقیم و غیرمستقیم این پهناب را تغذیه میکرد؛ اما در حال حاضر وقتی بارانی میآید بهصورت روان آب و هرز آب در سطح زمین جاری میشود و به دلیل از بین رفتن پوشش گیاهی منطقه، بخش عمده آن تبخیر میشود.
چهلمین گفت و گوی داغ سبز با حضور مهندس محمد درویش، احمد پازوکی و دکتر راضیه لک، استاد دانشگاه و سرپرست مدیریت زمین شناسی دریایی سازمان زمین شناسی در استودیو ایران صدا برگزار شد.
بخشی از صحبتهای دکتر راضیه لک:
"ما در سازمان زمین شناسی ایران در سال گذشته پروژه ای با رویکرد "دیرینه اقلیم" در مورد دریاچه ی ارومیه تعریف کردیم. در مرحله ی اول، رسوبات 55 سال گذشته ی دریاچه را بررسی کردیم. نوسان آب دریاچه در سال های گذشته تابعی از تغییرات اقلیم بوده است که مهمترین آن بارش می باشد اما از سال 1999 به بعد در نمودارهای به دست آمده، شکستی ایجاد شده که دیگر از توازن گذشته تبعیت نمی کند. با اینکه نوسانات بارش را از 99 به بعد داریم اما سطح آب دریاچه به یکباره کاهش پیدا کرده است که به بارش مرتبط نیست."
"دریاچه ارومیه، بزرگترین دریاچه ی فوق اشباع نمکی در جهان است و از جهاتی شبیه به دریاچه ی مهارلو می باشد. با بررسی هایی که بر روی مهارلو انجام دادیم متوجه شدیم که حتی در یک دوره ی زمانی، مهار لو تا نهصدسال خشک بوده است. اما با مغزه گیری از دریاچه ی ارومیه تا عمق 9 متر و تحقیق بر روی رخساره های رسوبی، نشانه ای از دوران خشکسالی در آن به دست نیامد.
برگرفته از سایت: گفت و گوی داغ سبز
قطعا بیشترین تاثیر را بر روند رو به خشکی رفتن این دریاچه ی بزرگ، سد سازی داشته است.
سدها تاثیری بر افزایش تولید کشاورزی ندارند![]()
یکی دیگر از سخنرانان همایش، فاطمه ظفرنژاد از منتقدان سد سازی در ایران بود که به اثرات سد سازی بر رودخانه های زاینده رود و کارون و ارومیه اشاره کرد و گفت: خشک شدن تالاب گاوخونی و رودخانه کارون، و عقب نشینی بی سابقه ی دریاچه ارومیه، و به طور کلی عاری شدن این سه پیکره ی ارزشمند آبی از حیات و آسیب دیدن کشاورزی و زندگی مردم در این حوزه ها، نتیجه ی سد سازی های بسیار بوده است.
در ادامه ی همایش، "سرهت رسول" که همراه با "ایپک تاسلی" (هر دو از منتقدان و مخالفان سد سازی در ترکیه) به منظور شرکت در این همایش از ترکیه به ایران آمده بود، سخنرانی کرد.
او درباره مجموعه طرح های بزرگ سد سازی در جنوب شرقی ترکیه گفت: این برنامه ها، ده ها هزار نفر را از خانه و زادگاه خودشان آواره خواهد کرد، کشاورزی بومی و بوم سازگان رودخانه ها را در پایین دست ویران، و آثار تاریخی بی مانندی را غرق خواهد کرد. از جمله ی این آثار، شهر و منطقه ی تاریخی حسن کیف است که پیشینه ی 12 هزار سال سکونت انسانی را دارد.